وقتی انسان پیر میشود یا والد میگردد، گمان میرود که دوران دوستی و آشنایی با افراد جدید به پایان رسیده است. با این حال، پیوندهای دوستانه مزایای فراوانی دارند که حفظ ارتباطات در همه مراحل زندگی را ضروری میسازد. پرسش اینجاست که چگونه میتوان در میان مشغلههای فراوان و خستگی ناشی از سن، در بزرگسالی دوستان جدید یافت.
این یک واقعیت ناگزیر است که یافتن دوست در دوران بزرگسالی دشوار است. درخواست دوستی از یک بزرگسال دیگر، فرد را در موضعی آسیبپذیر قرار میدهد. علاوه بر این، در سنین بالا کمتر اتفاق میافتد که با افراد تازه آشنا شویم. در جوانی، مدرسه و دانشگاه فرصتهای فراوانی برای آشنایی فراهم میکنند، اما بزرگسال ساعتهای طولانی در کار مشغول است، از طرد شدن میترسد و به راحتی به کسی اعتماد نمیکند. تمام این عوامل باعث میشود تا دوستیابی در بزرگسالی چالشبرانگیز باشد.
با این حال، اگر برای گسترش دایره دوستان وقت و انرژی اختصاص دهید، نتیجه را خواهید دید. دوستی از نظر روانی و جسمانی سودمند است و فشاری که بر شریک عاطفی وجود دارد را کاهش میدهد. چرا؟ ما گمان میکنیم همسر یا شریک عاطفی باید منبع الهام، همسفر جنسی، والد فرزندان و بهترین دوست ما باشد. اما حقیقت این است که دوستان میتوانند چیزهایی فراتر از شریک عاطفی به ما ارائه دهند.
در این گزارش از چطور قصد داریم روشهایی برای یافتن دوست در دورانهای مختلف بزرگسالی را معرفی کنیم.
دوستیابی در جوانی
دهه بیست زندگی، بهترین زمان برای تأمل در سبک دوستیابی شخصی است. یعنی بررسی کنید که آیا شما فردی هستید که معمولا به دیگران ملحق میشوید یا آغازگر ارتباطات هستید. اگر ملحقشونده باشید، به طور فعالانه به جستجوی فعالیتها یا رویدادهایی میپردازید که دقت شما را جلب میکنند. اگر آغازگر باشید، خودتان برای شکلدهی دورهمیها پیشقدم میشوید؛ مثلا دو نفر را دعوت کنید و از آنها بخواهید هر کدام دو نفر دیگر را همراه بیاورند. مهم نیست در کدام دسته قرار بگیرید؛ نکته کلیدی انجام تلاش آگاهانه برای یافتن دوست است. سپس اندکی در این مطلب بیندیشید که چه سبک دوستیابی دارید تا بهترین رویکرد را پیدا کنید.
در محل کار با افراد زیادی ملاقات میکنید که خودشان شما را به ارتباطات تازه سوق میدهند؛ چرا که مجاورت با دیگران راهی عالی برای دوستیابی است. ممکن است با همکاران خود دوست نشوید، اما آنها عامل ارتباط شما با دوست آینده میشوند. دهه بیست، دورهای است که در آن این روابط را میکارید تا در آینده از آنها بهرهمند شوید. اگر به طور اتفاقی با دوست یا هماتاقی همکار روبرو شدید، نگران نباشید که از این زمان برای آشنایی و دورهمی استفاده کنید. در هر صورت، کسی باید ارتباط را آغاز کند و آن شخص میتوانید شما باشید. انسان بدون اینکه متوجه شود، کنترل زیادی بر زندگی اجتماعی خود دارد و میتواند تصمیم بگیرد که شجاع باشد و قدم اول را بردارد.
اگر به شهر یا محلی تازه نقل مکان کردهاید، در اپلیکیشنهای بومی و دورهمیهای محلی شرکت کنید. در این محیطها، دیگران نیز مانند شما حس شگفتی و ناآشنایی دارند، اما گام برداشتن در این فرآیند میتواند شما را با افرادی آشنا کند که فکر نمیکردید پیدا کنید.
دوستیابی در دوران والدگری

فرزندآوری، مشقت و سختی زیادی به والدین تحمیل میکند و همین باعث میشود که آنها همیشه حس خستگی داشته باشند. این موضوع، دعوت کردن افراد تازه به زندگی شلوغ والدین را دشوار میسازد. با این حال، ماههای اولیه فرزندآوری، دورانی است که والدین را به شدت از دیگران و جامعه جدا میکند. اگر مادر تنها باشد، شرایط از این هم سختتر میشود. مادر در ماههای اولیه پس از زایمان نیاز دارد که با کسی در ارتباط باشد و تمام تجربیات، امیدها و نگرانیهای متفاوت خود را با او در میان بگذارد.
برای این دوره، به گزینههای راحت فکر کنید که در دسترس باشند؛ مثلا والدینی که در پارک و زمین بازی کودکان میبینید، دورهها یا جلسات فرزندپروری گروهی و موارد مشابه. ممکن است روزهایی که بیرون میروید، متوجه شوید که بارها با یک سری والد و فرزندان روبرو میشوید که آنها هم در مسیر روزانه شما قدم میزنند. راحتترین کار این است که وقتی در مسیر با آنها روبرو شدید، برای والد دیگر سری تکان دهید و عصر بخیر بگویید. اگر طرف مقابل هم تمایل به ارتباط داشته باشد، میایستد و ممکن است بگوید سلام. قبلا هم شما را دیدم که با بچهتان این اطراف قدم میزنید. حالتان خوب است؟ یا از شما راهنمایی بخواهد کلاس آموزش شنا برای بچهها این اطراف را میشناسید؟ همین سوالات ساده میتوانند گفتگوهایی را شکل دهند که به ارتباطات بیشتر منجر میشوند.
حتما دقت کنید که ارتباطاتتان را حول خودتان شکل دهید، نه فرزندانتان. بچهها به مرور زمان بزرگ میشوند و زمانشان را در جاهایی غیر از خانه و در کنار شما میگذرانند. اگر دوستیتان را حول خودتان نسازید، ممکن است به خاطر مشکلات فرزندانتان با هم، ارتباط بین شما قطع شود.
برای این کار، پیشنهاد میکنیم تمام گفتگوها را محدود به کودکانتان نکنید تا بتوانید از علایق و لذتهای مشترک صحبت کنید که پایه دوستی بین شما را مستحکم میکنند. حتی میتوانید صریحا به والد دیگر بگویید که دوستی شما به نحوه ارتباط فرزندانتان با هم محدود نمیشود؛ چرا که ممکن است آنها علایق متفاوتی پیدا کنند، از هم دور شوند و بخواهند افراد جدیدی را ملاقات کنند. شاید این نظر کمی عجیب و سخت به نظر برسد، اما در استحکام رابطه دوستانه به شما کمک میکند.
وقتی پا به اواسط سی سالگی میگذارید و وارد دهه چهل و پنجاه سالگی میشوید، بهتر است دوستی را برای خود بازتعریف کنید. در جوانی فکر میکنیم دوستان صمیمی در همه شرایط کنارمان خواهند ماند، اما در بزرگسالی باید با گروههای مختلف افراد دوست شویم که نیازهای گوناگون ما را برآورده کنند. مثلا ممکن است یک گروه برای دورهمیهای رسمی و تجملی داشته باشید، یک گروه برای پیادهروی و کوهنوردی یا سفرهای آخر هفته. طبیعی است که از جلسه اول، ارتباط عمیقی با دیگران در این گروهها شکل ندهید، اما در نهایت ممکن است شخصی را مناسب خود پیدا کنید.
به نظر میرسد به طور مرتب، اهداف ارتباطی کوچک برای خود تعیین کنید؛ مثلا
حتی میتوانید به طور مرتب، به یک مکان ثابت مورد علاقه خود، همانند کافه یا کتابفروشی بروید تا با آدمهای مشابه و کارکنان ثابت آنجا آشنا شوید. همین که مکانی را پیدا کنید که افراد دارای علایق مشابه شما به آنجا میروند و مرتب با آنها روبرو شوید، میتواند تعاملهای معنادار و کمهزینهای را ایجاد کند. در بدترین حالت، اگر حس تنهایی بر شما غلبه کرد، شنیدن نامتان از زبان افرادی که شما را مرتب در این مکانها میبینند، دلپذیر است. قدرت یک سلام و احوالپرسی ساده را دستکم نگیرید.
وقتی وارد دوران میانسالی و بزرگسالی میشویم، تنظیم زمان برای کارهای مختلف بسیار دشوار میشود. اما فراموش نکنید که اختصاص وقت آگاهانه برای گذراندن زمان کنار دوستان، حیاتی است. همه ما تصاویر طنزآمیزی دیدهایم که از خوشحالی لغو شدن قرارها خبر میدهند. طبیعی است که با بالا رفتن سن، خستگی زیادی به انسان تحمیل شود، اما کوشا بودن در حفظ برنامههای شخصی، در نهایت به رضایت بیشتر شما منجر میشود.
دوستیابی در کهنسالی

فکر میکنید برای یافتن دوست دیر شده است؟ کاملا نادرست! هیچ زمانی برای دوستیابی دیر نیست، تنها باید نسبت به امکانات، گشادهرو باشید. سپس، راههایی برای معرفی خود به دیگران پیدا کنید؛ مثلا شرکت در بازیها یا کلاسهای گروهی که نیاز به تعامل افراد با هم دارند. احتمالا ورزشی مانند یوگا گزینه مناسبی نباشد، چون ارتباط کلامی با دیگران برقرار نمیکنید، اما در میانه بازیهای کارتی، کلاس بافتنی و ادبیات، تعاملهایی بین شرکتکنندگان شکل میگیرد.
دوستی با افراد متعلق به نسلهای دیگر هم سودمند است. ممکن است با شخصی جوان در عتیقهفروشی دوست شوید یا فردی پیر و شاداب را در کنار ساحل پیدا کنید و با آنها گفتگو آغاز کنید. تا زمانی که فعالیتهایی را انجام دهید که حس خوبی به شما میدهند، شانس ملاقات با افراد تازه زیاد است. اگر علایق مشترکی هم داشته باشید، دوستیابی سادهتر میشود. در قدم اول، پیشنهاد میکنیم که بهترین دوست خودتان باشید. پیش از هر چیز باید بدانید که از زندگی چه میخواهید و از چه کارهایی لذت میبرید.
چه راههایی برای دوستیابی در بزرگسالی وجود دارد؟
همه ما میدانیم که دوستیابی در سالهای کودکی بسیار ساده است. سادگی و بیتکلفی کودکان و حضور در موقعیتهای اجتماعی و گروهی زیاد، باعث میشود که آنها به راحتی دوستان زیادی پیدا کنند. در حالی که در بزرگسالی، ذهن انسان از کار، مشغله و مسئولیتهای گوناگون خسته است و تمایل دارد لحظاتی را در تنهایی برای خود بگذراند. همین موضوع، یافتن دوست و حفظ دوستان را دشوار میکند.
به قول یک فرد بزرگسال، آیا تا به حال دغدغه دوستیابی را داشتهاید؟ اگر این موضوع برای شما هم صدق میکند، چه راههایی را برای حل مشکل و دوستیابی امتحان کردهاید؟ چه راهحلهایی در یافتن دوستان خوب و دوستیهای معنادار، به شما کمک کردهاند؟ لطفا نظرات ارزشمند خود را در مورد دوستیابی در بزرگسالی و چالشهای آن، با ما و دیگر خوانندگان چطور در میان بگذارید.

