تحلیل دو بحران بزرگ اقتصاد دیجیتال ایران از کرونا تا قطع اینترنت و راهکارهای بقا, اقتصاد دیجیتال ایران در عرض پنج سال گذشته با دو بحران بیسابقه روبرو شده است. اولین موج، همهگیری کرونا بود که ساختار سنتی کسبوکارها را به چالش کشید و آنها را به سمت تحول دیجیتال سوق داد. دومین و فعلاً مخربترین بحران، شرایط جنگی و اختلالات گسترده در اینترنت است که شریان حیاتی این تحول را هدف قرار داده است.
دیجیاتو در گفتگو با حسین سلاحورزی، رئیس سازمان ملی کارآفرینی ایران، به بررسی پیامدها و درسهای این دو رویداد پرداخته است.\\شباهتها و تفاوتهای بنیادین دو بحرانهر دو بحران با عدم قطعیت شدید، سختی مالی و نیاز به انعطافپذیری همراه بودند. در هر دو دوره کسبوکارها با افت درآمد، مشکلات نقدینگی و خطر تعطیلی مواجه شدند.
همچنین هر دو ضعفهای زیرساختی و کاستیهای قانونی را بیش از پیش آشکار ساختند.اما تفاوت ماهوی در ماهیت تأثیر آنهاست. کرونا به عنوان یک بحران بهداشتی، کاتالیزور تحول دیجیتال عمل کرد. محدودیتهای فیزیکی مردم و کسبوکارهای سنتی را به سمت خدمات آنلاین راند و تقاضا برای پلتفرمهای دیجیتال را بیسابقه افزایش داد.
ستند. اینترنت از بستر فعالیت به مانعی فلجکننده تبدیل شده است. کسبوکارها به جای گسترش، ناچار به بازگشت به مدلهای آفلاین یا تعطیلی میشوند.
این شرایط به شکلی سیستماتیک قیمتآفرینی و آیندهنگری را از بین میبرد، اندوختهگذاران را فرار میدهد و پایههای اکوسیستم را ویران میکند.در دوران کرونا کسبوکارها فضای مانور و قابلیت تطبیق داشتند، اما در برابر قطع اینترنت توانایی تطبیق عملاً به صفر میرسد، چون هیچ راهحل دیجیتال جایگزینی وجود ندارد.\\درسهای راهبردی منابع انسانی، سرمایهگذاری، بازار و زیرساختمنابع انسانیکرونا نیاز به انعطافپذیری در مدلهای کاری و اهمیت سلامت روان را نشان داد.
اما اختلالات اینترنتی چالش عمیقتری ایجاد کرد نگهداشتن استعدادها در فضای پرآشوب و بیافق. ناپایداری مداوم، فرسایش روحی، کاهش منفعتوری و در نهایت مهاجرت نیروی متخصص را به دنبال دارد.
ت.سرمایهگذاریکرونا اهمیت سرمایهگذاری بر تحول دیجیتال را اثبات کرد و فرصتهای جذب سرمایه جدید را گشود.
اما اختلالات اینترنتی پیشبینیپذیری را از بین برد، سرمایههای موجود را به خطر انداخت و جذب سرمایه تازه را ầاً غیرممکن ساخت. مدیریت دقیق نقدینگی، آمادگی برای بدترین سناریوها و عدم وابستگی صرف به سرمایه خارجی، حیاتی شده است. پایداری و پیشبینیپذیری زیرساختی، ستون فقرات جذب و نگهداشت سرمایه محسوب میشود.گسترش بازارکرونا پذیرش خدمات دیجیتال را شتاب بخشید و فرصتهای طلایی برای ورود به بازارهای جدید خلق کرد.
اما قطع و وصلهای پیدرپی اینترنت، این مسیر را مسدود کرد، اعتماد مشتریان را خدشهدار ساخت و کسبوکارها را به مدلهای سنتی بازگرداند.
راهکار کلیدی، تنوعبخشی به کانالهای ارتباطی و فروش (مدلهای هیبریدی آنلاین-آفلاین) و تقویت برند از طریق ارتباطات شفاف حتی در زمان قطعی اینترنت است.زیرساختکرونا نیاز به زیرساختهای قوی را عیان ساخت، اما اختلالات اینترنتی ثابت کرد که اینترنت نه تنها یک ابزار، بلکه شریان حیاتی و پاشنه آشیل اقتصاد دیجیتال است. کوچکترین ناپایداری میتواند فلجکننده باشد.
ک حقیقت دائمی و بخشی جداییناپذیر از فضای کسبوکار تبدیل شده است.
برخلاف بحرانهای جهانی، این قطع عمدتاً ریشه داخلی، سیاسی و کنترلی دارد و با تکرار بالا و بدون قطعیت مشخص رخ میدهد. برای استارتاپها، اینترنت اکسیژن است و قطع شدن آن به معنی فلج شدن و ویرانی است.
بنابراین مفهوم تابآوری باید بازتعریف شود تابآوری شامل ظرفیت بقا و تطبیقپذیری در شرایطی است که زیرساخت حیاتی کاملاً قطع یا به شدت مختل شده باشد.راهکارهای مقابله برای کسبوکارهای دیجیتال\تنوعبخشی به کانالهای دسترسی و فروش تکیه صرف بر پلتفرمهای آنلاین ریسک بالا دارد.
گسترش مدلهای ترکیبی (آنلاین-آفلاین)، کانالهای فروش جانشین مانند فروش تلفنی یا حضوری، و اپلیکیشنهایی با قابلیت کار آفلاین، الزامی است.تقویت تابآوری مالی و نقدینگی در دورههای اختلال، درآمدزایی دشوار میشود.
داشتن ذخیره نقدی برای پوشش هزینهها و حقوق کارمندان برای چند ماه، حیاتی است.نگهداشت و توانمندسازی نیروی انسانی شفافیت در خبررسانی، حس امنیت شغلی و سرمایهگذاری بر مهارتهای قابل بهرهبرداری در شرایط گوناگون، از جمله راهکارهای جلوگیری از فرسایش روحی و مهاجرت متخصصان است.مدیریت ارتباطات با مشتریان ارتباط شفاف و صادقانه در مورد وضعیت خدمات و راههای جایگزین، برای حفظ اعتماد و وفاداری مشتریان در زمان اختلال، حیاتی است.آمادگی فنی و زیرساختی بهینهسازی سیستمها برای کمترین پهنای باند و بررسی امکانات سرورهای داخلی، میتواند در برخی موارد چارهساز باشد.\\نقش دولت و سیاستگذار اولویت مزاحم نباشددر دنیای ایدهآل دولت باید زیرساختهای پایدار، قوانین شفاف و پشتیبانیهای مالی واقعی فراهم کند.
اما واقعیت روی زمین متفاوت است. همین اینترنت که حکم اکسیژن را دارد، قربانی سیاستهای لحظهای و قطع و وصلهای بیعلت شده است. این پشتیبانی به تابآوری نیست، بلکه تیر خلاص به ریشه کسبوکارهای جوانهزده است. مهمترین اقدام دولت، برداشتن موانع خودساخته، یعنی دست برداشتن از سر اینترنت است. سپس باید فضا را برای رقابت سالم باز گذارد، قوانین را از آشفتگی نجات دهد و تسهیلات مالی واقعی، در دسترس و بدون بروکراسی زائد ارائه دهد.
بسیاری از استارتاپهای ایرانی تابآوری خود را نه به لطف دولت، که علیرغم موانع و با وجود سیاستهای بازدارنده پیدا کردهاند. نقش مهم دولت در حال حاضر این است که مزاحم نباشد.\بازنگری در مدل رشد، گسترش و مقیاسپذیریمدلهای جهانی رشد که بر پایه دسترسی آسان به سرمایه، بازارهای پایدار، زیرساختهای مطمئن و قوانین روشن بنا شدهاند، در ایران نه تنها جواب نمیدهند، بلکه میتوانند سمی عمل کنند.
ایران مانند کشتی در دریایی طوفانی است نوسانات ارزی، تحریمها، محدودیتهای اینترنتی و تغییرات ناگهانی قوانین. در چنین محیطی، برنامهریزیهای خطی و بلندمدت بیمعنی هستند. انعطافپذیری و سازگاری سریع، حکم مرگ و زندگی را دارد.پول حکم خون را دارد و هدر دادن آن یعنی خودکشی مالی. فیلترینگها، قطعیهای اینترنت و مهاجرت نخبگان، ستون فقرات کسبوکار را میلرزاند.
به جای پیروی کورکورانه از مدلهای سیلیکون ولی، نیاز به یک مدل بومی، سرسخت و واقعبینانه بر پایه اصول زیر است\بقا مقدم بر رشد کاذب مهمتر از سرعت رشد، توانایی تابآوری در برابر ضربهها و ادامه حیات در شرایط سخت است.
کسبوکار باید همانند گیاه کویری باشد کند رشد کند اما در سختترین شرایط زنده بماند.سودآوری پایدار از روز اول هر قدم گسترش باید توجیه اقتصادی داشته باشد و کسبوکار باید از همان ابتدا روی پای خودش بایستد.چابکی و کمهزینگی، الزام است فرآیندها باید به قدری انعطافپذیر باشند که با هر تحول ناگهانی شکل عوض کنند.نگاه به درون و حل مشکلات بومی انرژی را روی شناخت دقیق و حل نیازهای رفعنشده بازار داخلی متمرکز کنیم.تنوع در منابع درآمد وابستگی به یک منبع درآمد ریسک را بالا میبرد.
باید مدلهای درآمدی متنوع شکل دهیم.آمادگی برای بدترین سناریو پیشبینی ریسکها و تدوین برنامههای اضطراری باید جزئی از استراتژی روزانه باشد.نگهداشت و رشد سرمایه انسانی، مهمترین دارایی محیط کاری دلنشین، امن و باانگیزه، آموزش و فرهنگ سازمانی قوی، میتواند تا حدودی جلوی مهاجرت مغزها را بگیرد.\تقویت ساختارهای حمایتی و نهادهای صنفی برای آیندهبرای گذر موفق از بحرانهای آینده، نهادهای صنفی، اتاقها و تشکلهای خودتنظیم باید بر پایههای محکمتری استقرار یابند.
این کار نیازمند تمرکز بر چند محور کلیدی است\بازسازی چارچوب حقوقی اختیارات نهادها در بسیج منابع و هماهنگی با دولت برای پشتیبانیهای اضطراری باید دقیقاً تعریف و از استقلال آنها در شرایط سخت حمایت حقوقی شود.پشتوانه مالی پایدار و شفاف فراتر از حق عضویت، باید به منابع مالی متنوع (صندوقهای اضطراری، حمایت بخش خصوصی، بودجههای اختصاصی) فکر کرد.
شفافیت مالی، اعتماد و مشارکت اعضا را افزایش میدهد.آمادگی انسانی و تحکیم توانمندی آموزش مدیریت بحران، پشتیبانیهای اولیه، حمایتی روانی و ارتباط مؤثّر برای اعضا و کادر اجرایی الزامی است. تمرینهای شبیهسازی بحران، نقاط ضعف را آشکار و پروتکلهای پاسخگویی را بهبود میبخشد.همکاری و شبکهسازی نهادها نباید جزیرههای تنها باشند.
پیمان همکاری با سازمانها، دانشگاهها، بخش خصوصی و نهادهای دولتی، به همراه اتاقهای فکر مشترک برای تبادل دانش و برنامهریزی مشترک، ضروری است.استفاده از فناوری در مدیریت بحران سرمایهگذاری در پلتفرمهای امن ارتباطی، سامانههای جمعآوری و تحلیل دادهها برای نیازسنجی و برسی خسارات، و تسهیل ارتباطات در زمان بحران، حیاتی است. ارتقای سواد دیجیتال همه اعضا نیز الزامی است.
