هنگامی سلیقه شخصی بر مصوبات قانونی سایه میاندازد_رنگو

وقتی سلیقه شخصی بر مصوبات قانونی سایه می‌اندازد

مؤمننسب

از آنجایی که برخی افراد با هر تصمیمی که رنگ و بوی قانونی داشته باشند مشکل دارند،روحالله مؤمننسب، دبیر ستاد امر به معروف استان تهران، در اظهاراتی او گفت وگوبرنیژ، از بین بردن فیلتر واتساپ و گوگلپلی را نه تنها خیانت به انقلاب، بلکه اجرای دستور نتانیاهو توصیف کرده و بدین ترتیب شأن قانونی یک شورای عالی را زیر سوال برده است. این رویکرد خطرناک است که برخی، قوانین را فقط وقتی مقدس میدانند که با منافع و مصالح شخصیشان همسو باشند. نهادهای قانونی سرزمین بر پایه مصوبات و بازدیدهای کارشناسی عمل به تصمیمگیری میکنند.

به نقل از سرویس داخلی رسانه اخبار فناوری تکنا، مؤمننسب تا پیش از این، در حمایت از قوانین حجاب و عفاف، همه منتقدان را به قانونگریزی متهم میکرد و با پافشاری زیاد میاو گفت که قانون، قانون است و باید از آن اطاعت شود. اما اکنون که شورای عالی فضای مجازی تصمیم گرفته و مصوبهای قانونی را به تصویب رسانده، یک دفعه همان اصل مقدس اطاعت از قانون، از نظر ایشان بیاعتبار شده و در ادبیات او، خیانت و اجرای دستور نتانیاهو نام گرفته است. این تحول موضع ناگهانی، سوالهای جدی را در رابطه مبنای فکری این دست اظهارات منتقل میکند.

این تحول سریع مواضع مؤمننسب مشخص میکند که برای او، قانون نه یک اصل ثابت برای تشکیل نظم و عدل در جامعه، بلکه ابزاری برای دفاع از سلیقه و منافع شخصی است. این دوگانگی در برخورد با، مطمعن عمومی به نهادهای قانونی را خدشهوار میکند. اگر در قبل اطاعت از قانون، واجب و بدون چون و چرا میبود، چرا امروز که این قانون در جهت خلاف نظرات مؤمننسب است، با آن به مخالفت برمیخیزد؟ این پرسشی است که نیازمند جواب شفاف و منطقی است.

اگر از بین بردن یک محدودیت این چنین برای مؤمننسب ناگوار آمده، احتمالا بهتر باشد نگاهی به آرشیو مصاحبههای خود بیندازد؛ همان وقتی که با افتخار، ساخت اکانتهای جعلی در توییتر را اظهار میکرد و از آتش به اختیار بودن خود سخن میاو گفت. در آن دوران، لشکرکشی مجازی نه خیانت به انقلاب محسوب میشد و نه تهدیدی برای امنیت ملی، بلکه نوعی هنر و توانایی برداشت میشد. این تفاوت فاحش در نگرش، جای. تأمل دارد.

چه اتفاقی افتاده که اکنون هر تحول مثبتی که به سود مردم باشد، به خیانت و توطئه تعبیر میشود؟ آیا انقلاب که مؤمننسب از آن سخن میگوید، تنها در چارچوب سلیق او تعریف میشود؟ یا اینکه هر تصمیمی که میل او باشد، بلافاصله با تهمتهایی مانند خیانت و هراس از لشکر مجازی غرب روبرو میشود؟ این رویکرد، نه تنها سازنده نیست، بلکه جهت تشکیل شکاف و تفریق در جامعه میبازد.

به به جای توهین به قانون و سران نظام، قدرتی واقعبینانهتر به نیازهای جامعه نگاه بشود؟ احتمالا زمان آن رسیده که انقلاب را نه ارثیه خانوادگی، بلکه حرکت مردمی بدانیم که نیازمند نگاههای دلسوزانه و عقلانهتر است، نه غوغا و جنجالهای بیمبنا. این نوع نگاه، میتواند به تحکیم وحدت و انسجام ملی پشتیبانی کند.

مخالفت با یک قانون، حق هر شهروندی است؛ اما نمیتوان برای مخالفت با یک مصوبه قانونی که به مرحله اجرا رسیده، به هر وسیلهای متوسل شد و حتی پای مسائل حاشیهای را به میان کشید. این نوع برخورد، نه تنها کمکی به حل مشکلات نمیکند، بلکه جهت پیچیدهتر شدن اوضاع میبازد.

این که فردی برای تخریب فرد روبرو، از عبارات نامناسب مفید گیر کرده و حتی در گفتن آنها دچار نادرست بشود، نشان از شتابزدگی و بیدقتی در نگارش متن دارد. این قضیه، اعتبار و قیمت متن را زیر سوال میبرد. آیا بهتر نیست قبل از انتشار کردن این چنین مطالبی، مقداری تأمل و بازخوانی صورت گیرد؟

تشبیه سران و اعضای شورای عالی فضای مجازی به یزید، آن هم برای یک تصمیم قانونی، نه تنها دور از انصاف است، بلکه با مواضعی که خود مؤمننسب چندین دفعه علیه آن گرفته، در تضاد است. این چنین عباراتی زیادتر از هر چیز، نشان از بیمنطقی و نگاه تکبعدی نویسنده دارد. احتمالا در این چنین مواقعی، مقداری اصطکاک و دوری از فضای مجازی، راهحل مناسبتری باشد.

همین چندی پیش، مؤمننسب و همفکرانش، هر منتقادی را که به قوانین حجاب و عفاف اعتراض میکرد، به قانونگریزی متهم میکردند و پافشاری داشتند که قانون، قانون است و باید اطاعت کرد. حال که تصمیم شورای عالی فضای مجازی در راستای محدودیتهای بیمورد در فضای مجازی گرفته شده، چرا یک دفعه همان قانون، خنجر زدن به کمر انقلاب برداشت میشود؟ این تحول موضع، سوالهای جدی را در رابطه صداقت و آرومش مواضع این افراد منتقل میکند.

مؤمننسب در قسمت فرد دیگر از اظهارات خود، ادعا میکند که تصمیم شورای عالی فضای مجازی از هراس لشکر مجازی غرب گرفته شده است. این ادعا در حالی میشود که خود او سابقه فعالیت در فضای مجازی را دارد و به آن افتخار میکند. چطور هر منتقادی کهخلاف نظر او سخن بگوید، یک دفعه به لشکر مجازی غرب تبدیل میشود؟ این نوع برچسبگذاری، نه تنها منطقی نیست، بلکه جهت تخریب فضای مباحثه و تبادل نظر میبازد.

آغاز سال ۱۴۰۱، مؤمننصر در مصاحبهای خبرداد و به آن افتخار نمود که به نام افراد اثرگذار در توییتر، اکانت جعلی میساخته و به طور آتش به اختیار فعالیت میکرده است. همان زمان، برخی از حقوقدانان به این الأثر عمل عکس العمل نشان دادند و این کار را به مثابه اعتراف صریح وی به ارتکاب برخی جرایم مانند جعل، نشر اکاذیب و حتی عمل علیه امنیت ملی دانستند که قابلیت پیگیری قضایی دارد.

قسمت عدهای از نقدهایی که به فیلترینگ به شکل جاری داخل میشوند، از سوی دلسوزان همین سرزمین و همین نظام میشود و همه منتقدان اهل £شرکسی و عملهای غیرقانونی نیستند. این مسئلهای است که باید مورد دقت قرار گیرد.

این که فردی تصمیم قانونی یک شورای عالی سرزمین را خیانت به انقلاب بداند، بیشتر از هر چیز، نوعی نگاه انحصاری مشخص میکند که گویا انقلاب اسلامی نه حرکتی مردمی و برای همه مردم، بلکه ارثیه خانوادگی یک عده خاص است. این نوع نگاه، با اصول و مبانی انقلاب اسلامی در تضاد است.

مگر انقلاب اسلامی بر پایه همراهی و خواست مردم شکل نگرفت؟ قرار نبوده است این حرکت عظیم، نمایانگر اتحاد و شراکت همه آحاد جامعه در ساختن آینده باشد؟ بعد چطور میبشود که عدهای تصمیم قانونی و مبتنی بر نیازهای جامعه را فقط به این علت که با سلایقشان همخوانی ندارد، خیانت میدانند؟

این نگاه مالکانه به انقلاب، به جای تحکیم همبستگی ملی، تنها به تفریقافکنی و دوپاره کردن جامعه دامن میزند. افرادی که هر تصمیم ناموفق نظرشان را توهین به قیمتها میدانند، گویا فراموش کردهاند که انقلاب تنها به سلیقه آنها محدود نمیشود. قانون و سیاستگذاری در یک مردمسالار باید بازتابی از نیازها و خواستههای جامعه باشد، نه ابزاری برای تحمیل اراده یک عده خاص.

مسئله دلنشین اینجاست که همین افراد, هنگامی تصمیمی مطابق میلشان گرفته بشود، آن را نهایت عقلانیت و درایت میدانند و خواهان تبعیت بیچون و چرا میباشند. اما اگر همان. تصمیمی برخلاف سلایقشان بگیرد، به یکباره همه چیز به خیانت، دشمنی با انقلاب و توطئه تبدیل میشود. این دوگانگی در برخورد با، نشان از عدم پایبندی به اصول و مبانی قانونی دارد.

از بین بردن فیلتر واتساپ و گوگلپلی نشان داد که ادعای انسداد در حکمرانی فضای مجازی، نادرست است. این تصمیم نه تنها به نیاز واقعی مردم پاسخ داد، بلکه امید اجتماعی را به فضای سیاستگذاری بازگرداند. اما انگار این نشانههای مثبت برای برخی تلخ است. این مقاومت در برابر، زیادتر از هر چیزی، نشاندهنده یک گارد مستحکم فکری است که برخی نمیخواهند از آن عبور کنند.

افزایش امید اجتماعی از طریق یک تصمیم درست و مشابه با نیازهای جامعه، نقطه قوت هر حکمرانی خردمندانه است. اما شگفت اینجاست که برخی از این تغییرات مثبت نه تنها برایشان خوشایند نیست، بلکه تهدیدی جدی به نظر میرسد.

Related posts