یک باور رایج میگوید معنی جنون این است که کار اشتباهی را مکرر انجام دهیم و انتظار نتیجه متفاوت داشته باشیم. تصمیمگیری نادرست را نیز میتوان با همین تعریف تشبیه کرد. در مقام مدیر یا کارفرما، نمیتوان انتظار داشت که هر بار تصمیم نادرستی گرفته شود و باز هم امیدوار باشیم که این بار نتیجه مطلوب حاصل شود.
درست در اینجا است که اهمیت یادگیری از اشتباهات پیشین آشکار میشود. تصمیمهای شما میتواند مستقیما بر آینده و بقای کسبوکار تأثیر بگذارد؛ لذا حساسیت ویژهای در این زمینه ضروری است. در این گزارش، شش پرسش ساده ارائه شده تا بتوانید از اشتباهات قبلی درس بگیرید و تصمیمگیری بهتری داشته باشید.
۱. اکنون چه تصمیمی باید بگیرید؟
اولین قدم برای یادگیری از اشتباهات و تصمیمگیری درست، مشخص کردن دقیق موضوع تصمیمگیری است. تعداد زیادی از مدیران و افراد، درک صحیح چیستی تصمیمهای جاری خود ندارند و در نهایت با نتایجی روبرو میشوند که رضایتبخش نیست. گاهی اوقات افق دید محدود است یا کلا مسأله را نادیده گرفته و مستقیما به سراغ نتیجه مطلوب میروند.
بهترین راهکار این است که چند قدم از مسئله فاصله گرفته و نگاهی فراتر از چارچوبها به آن داشته باشیم. در این صورت میتوان مسئله واقعی و مهم را کشف کرد. برای مثال، اگر قرار است کارمندی استخدام کنید و هر بار فرد اشتباهی انتخاب میشود، احتمالا مشکل از فرآیند استخدام است؛ نه از متقاضیان.
۲. چه چیزی تصمیمگیری را برای شما دشوار کرده است؟

دومین پرسش این است که اصلا چه عاملی تصمیمگیری را برای شما سخت و استرسآور کرده است و رویکرد شما در مواجهه با این چالش چیست؟ پاسخ به این سوالات کمک میکند تا منبع رنج تصمیمگیری شناسایی شود. یادتان باشد که اضطراب میتواند بر عملکردهای ذهنی تأثیر بگذارد و تصمیمگیری را دچار اختلال کند.
تحقیقات نشان میدهد استرس بالا میتواند سوگیریهای شناختی مغز را تقویت کند. به زبان ساده، سوگیری شناختی به دستهای از اشتباهات ذهنی و ادراکی اشاره دارد که میتوانند باورها و نگرشهای غلط را شکل دهند. اختصاص زمان و انرژی کافی برای بررسی منشأ اضطراب، بدون شک برای تصمیمگیری بهتر و پیشگیری از خطاها موثر است.
برای مثال، اگر پیشتر در استخدام کارمند دچار مشکل شده و افراد نامناسبی را استخدام کردهاید، اکنون تصمیمگیری برای شما دشوار است. احتمالا از تکرار همان اشتباه قبلی میترسید. کشف علت اصلی این اشتباه، با پیشگیری از تکرار، افق دید شما را گسترش میدهد.
۳. میخواهید از کدام تصمیمات نادرست خود درس بگیرید؟

نمیتوانید حرکات نادرست را یکباره به تصمیمهای درست تبدیل کنید، مگر اینکه ابتدا با تصمیمهای غلط و اشتباهات قبلی مواجه شوید. این پرسش به شما کمک میکند تا بهصورت مستقیم و بیپرده به اشتباهات قبل نگاه کنید و یک یا دو مورد را برای اصلاح و یادگیری انتخاب کنید. باید با دقت آن اشتباهات را بررسی کنید و با کمک دو پرسش قبلی، مسیر اشتباهی که پیمودهاید و علت آن را آشکار سازید.
باز هم به مثالهای قبلی برگردیم. اگر در دو بار قبلی استخدام نادرستی داشتهاید، اکنون باید ببینید چه چیزی باعث شده تا این خطا از شما سر بزند. بررسی ضعفهای افراد استخدامشده نیز میتواند نشان دهد که اصلا به چه علتی آنها گزینه نامناسبی برای استخدام بودهاند.
۴. چه فرضیاتی از جانب شما تبدیل تصمیمگیری نادرست شد؟

پاسخ به این پرسش و یافتن جواب مناسب، میتواند پشتیبانی بزرگی برای یادگیری درس بزرگ از اشتباهات قبل باشد. این کار از دو جهت دیگر نیز کمککننده است اول، میتواند اعتماد به نفس شما را با توجه به نقاط قوت در تصمیمگیری افزایش دهد. دوم، به شناسایی نقاط ضعف کمک میکند تا در صورت لزوم برای اصلاح و جلوگیری از تکرار در آینده اقدام کنید.
باز هم به مثال قبلی برگردیم. اگر فرد نادرستی را استخدام کردهاید، احتمالا هر بار در ابتدا فکر میکردید فرد درستی را انتخاب کردهید. ممکن است فکر کنید مشکل در تعداد زیاد گزینههای استخدامی بوده، اما در اصل اشتباه در نحوه گزینش و فرآیند استخدام نهفته است.
فرضیات اشتباهی که در زمان استخدام داشتهید، میتواند بیانگر مشکلات اساسی شود. برای مثال، اگر متقاضی تواناییهای کافی نداشته باشد و شما فکر کنید که اگر استخدام شود از تمام وجودش مایه خواهد گذاشت، بدون شک اشتباه بزرگی مرتکب شدهید.
۵. چطور از آموزههای خود برای تصمیمگیریهای آتی منفعت میگیرید؟

پاسخ به این پرسش، راهکاری پیش رو میگذارد تا به آنچه تا اینجا یاد گرفتهید، جامه عمل بپوشانید. با تجزیهوتحلیل و بررسی اشتباهات قبلی، اکنون میتوانید عملکرد بهتری از خود نشان دهید. میتوانید عادتها و الگوهای نادرست در تصمیمگیری را شناسایی کنید و نسبت به آنچه پیشتر متوجه نشدهید، اکنون دیدگاه بهتری داشته باشید و عمیقتر درک کنید. همه این موارد به شما کمک میکنند تا تصمیمگیریهای درست و سازندهای در آینده داشته باشید.
در قالب مثال پیشین، اکنون شما بهعنوان مدیر بهخوبی میدانید که اشتباه در استخدام افراد نادرست، دقیقا در چه چیزی بوده است. میدانید که مسئله اصلی در فرآیند مصاحبه و گزینش متقاضیان نهفته است. اکنون باید تصمیمی درست اتخاذ کنید و تلاش کنید که در آینده، اشتباهات قبلی تکرار نشوند و فرآیند مصاحبه و گزینش اصلاح گردد.
۶. راهحل شما چیست؟

تا اینجا یک قدم دیگر تا پایان راه مانده است. اگرچه اکنون میدانید اشتباه از کجا بوده و میخواهید آن را اصلاح کنید، اما برای اصلاح تصمیمهای نادرست قبل، باید راهحل جدیدی کشف کنید. باید از آگاهی و قدرت تصمیمگیری جاری خود بهره ببرید و روشی تازه و جایگزین انتخاب کنید تا به اهداف برسید. در این مرحله میتوانید بهخوبی شاهد رشد خود در تصمیمگیری باشید. اکنون حرکات، افکار، احساسات و الگوهای نهان در شما رشد کردهاند و دیدگاه تازهای نسبت به تصمیمهایتان دارید.
اکنون شما بهعنوان مدیر باید در مورد فرآیند استخدام افراد تجدیدنظر کنید. چون میدانید اشتباه کجاست و با دقت به آن، میتوانید فرآیند جدیدی برای گزینش و استخدام تدوین کنید. برای مثال، میتوانید به توانایی متقاضیان دقت بیشتری کنید و تنها با افرادی مصاحبه کنید که تواناییهایشان بیشترین سازگاری را با نیازهای سازمانی شما دارد.
اشتباهات قبل، بهترین آموزگاران ما هستند
اشتباهاتی که در گذشته مرتکب شدهایم و اکنون آگاهی کاملی نسبت به آنها داریم، بدون شک بزرگترین آموزگاران ما خواهند بود. مهم نیست که پیشتر چه تصمیمگیریهای نادرستی داشتهید. مهم این است که اکنون میتوانید با اندکی تفحص و تمرکز بر آنها، ضعفهای خود را شناسایی کنید و برای اصلاح تلاش کنید. در جایگاه مدیر یا رهبر، این مطلب میتواند ابزار بسیار پرارزشی برای شما باشد.
در این گزارش، در کنار هم بررسی کردیم که چطور میتوان از اشتباهات قبل درس گرفت. اگر مدیر یک سازمان هستید یا رهبری کسبوکاری را برعهده دارید، برای تصمیمگیریهای بهتر در آینده، نیاز دارید که از اشتباهات قدیمی خود درس بگیرید. به نظر شما از چه راههای دیگری میتوان از تصمیمهای نادرست درس گرفت؟ نظرات و تجربیات خود را با ما در میان بگذارید.

